محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3424
تاريخ الطبرى ( فارسي )
خيلى تيز است » على بن محمد گويد : « وقتى حمزه در بصره سفاهت كرد و رفتار ناباب از او سر زد و مىخواست عبد العزيز بن بشر را بزند ، احنف قضيه را به ابن زبير نوشت و از او خواست كه مصعب را پس فرستد . » گويد : حمزه بود كه عبد الله بن عمير ليثى را براى نبرد خوارج نجديه به بحرين فرستاد . على بن محمد گويد : وقتى ابن زبير حمزه را از بصره برداشت مقدار فراوانى از مال بصره را همراه مىبرد اما مالك بن مسمع متعرض او شد و گفت : « نمىگذارم مقرريهاى ما را ببرى » اما عبيد الله بن عبيد متعهد مقرريها شد و مالك دست بداشت ، حمزه مال را همراه برد و از پدر خويش جدايى گرفت و سوى مدينه رفت و مال را به كسانى سپرد كه آن را ندادند مگر يك يهودى كه چيزى به او سپرده بود و پس داد و ابن زبير از كار وى خبر يافت و گفت : « خدايش لعنت كند مىخواستم به وجود وى به بنى مروان ببالم ، اما لياقت نداشت . » اما ابى مخنف دربارهء مصعب كه عبد الله بن زبير او را از بصره برداشت و دوباره به آنجا فرستاد حكايتى ديگر آورده و روايتى كه از او آوردهاند از حديث ابو المخارق راسبى نيز آمده كه گويد : وقتى مصعب بر كوفه تسلط يافت يك سال آنجا ببود و از بصره معزول بود كه عبد الله او را عزل كرده بود و پسر خويش حمزه را آنجا فرستاده بود . بدينسان يك سال گذشت ، آنگاه مصعب به مكه پيش برادر خويش رفت كه او را دوباره به بصره فرستاد . گويند : وقتى مصعب از كار مختار فراغت يافت سوى بصره رفت و حارث ابن عبد الله را به كوفه گماشت . اما محمد بن عمر گويد : وقتى مصعب مختار را كشت ملك بصره و كوفه از -